حسين بن حسن خوارزمي
814
شرح فصوص الحكم
اعيان موجوده مىداند رتبت خود را در عبادت و تسبيحش كه إعطاء مىكند استعدادش . و آن تنزيه هر يكى است از اعيان ربّ خود را بر حسب استعدادش از نقايص لازمه مر عين او را . و مىداند كه رتبت عبادتش متأخّر است از صلات رب او ، چه اگر صلات و رحمت وجوديه نبودى ، و اخراج نكردى اعيان را از ظلمات عدم بسوى وجود [ 305 - پ ] و از ظلمات ضلال بسوى نور هدايت ، هيچ احدى از ايشان مصلَّى نبودى و به عبادت قيام ننمودى . فما من شيء إلا و هو يسبح به حمد ربه الحليم الغفور . و لذلك لا يفقه تسبيح العالم على التفصيل واحدا واحدا . پس نيست هيچ چيزى كه تسبيح نگويد رب حليم خود را كه تعجيل نمىكند در عقوبات ، و عفو مىكند بسيارى را از سيئات ، و پروردگار غفور خويش را كه ستر مىكند ذنوب ذوات را ، و از براى محبوبين عين آن ذنوب را حسنات مىسازد . و از براى آن كه هر چيزى را تسبيحى است خاص ، و ما قادر نيستيم على الإطلاق بر تفاصيل و اسرار وجود ، پس تسبيح همه عالم را يكان يكان نمىدانيم . و ثمّ مرتبة يعود الضمير على العبد المسبح فيها في قوله « وَإِنْ من شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه » أي به حمد ذلك الشيء . فالضمير الذي في قوله « بِحَمْدِه » يعود على الشيء أي بالثناء الذي يكون عليه . و اينجا مرتبه اى است كه ضمير « بحمده » در آيت * ( وَإِنْ من شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه ) * « 58 » » در آن مرتبه راجع به عبد باشد . يعنى تسبيح مىگويد به ثنايى كه بر وى است . يعنى همچنان كه هر چيز تسبيح مىگويد رب مطلق را ، و به حمد او قيام مىنمايد ، همچنين در مرتبهء ديگر نفس خود را تسبيح مىگويد و ثنا مىخواند . و تنزيه او مر نفسش را تنزيه پروردگار اوست و حمد او مر نفسش را غير حمد رب او [ نى ] ، از براى آن كه هويت احديت چنان كه ظاهر است به مرتبه الهيت و معبود كل است همچنين ظاهر است در مراتب كونيه . پس اگر چيزى از اكوان تسبيح نفس خويش گويد : تسبيح هويت ظاهره بر صورت خويش گفته باشد ، لا جرم او هم مسبّح باشد و هم مسبّح ، و هم حامد باشد و هم محمود . كما قلنا في المعتقد إنه إنما يثنى على الإله الذي في معتقده و ربط به نفسه . و ما كان من عمله فهو راجع إليه ، فما أثنى إلا على نفسه ، فإنه من مدح الصنعة فإنما
--> « 58 » س 17 ى 44 .